
سلام آقا...
این روزها بیشتر از اینکه از دنیا خسته باشم...
از خودم خستهام.
از تصمیمهایی که باید بهتر میگرفتم.
از سکوتهایی که نباید میکردم.
از حرفهایی که نباید میزدم.
از خودم که گاهی آن آدمی نیستم که دوست دارم باشم.
دلم برای خودِ گمشدهام تنگ شده...
همان آدمی که خیال میکرد نزدیک شدن به شما، آسانتر از این حرفهاست.
برچسب: نویسنده: النا افشاری تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 9:54
سلام آقا...این روزها بیشتر از همیشه، طعم تنهایی را میفهمم.
نه از آن تنهایی که با نبودن آدمها به وجود میآید.از آن تنهایی که میان شلوغی هم دست از سر آدم برنمیدارد.گاهی دلم میخواهد فقط بنشینم و با کسی حرف بزنم که لازم نباشد چیزی را برایش تبیین بدهم.کسی که سکوت مرا هم بفهمد.آقا...اگرچه شما را نمیبینم، اما همین که میدانم میتوانم این چند خط را برایتان بنویسم، کمی از سنگینی دلم کم میشود.شاید بیکسی واقعی، دور بودن از شما باشد.و شاید همین نوشتن، راهی باشد برای اینکه کمتر احساس تنهایی کنم.
برچسب: نویسنده: النا افشاری تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 9:54
سلام آقا...اربعین که میشود بیشتر از نرسیدن، به دعوت شدن فکر میکنم.
این روزها هر جا را نگاه میکنم بوی کربلا میآید.یکی کولهاش را بستهیکی در راه استیکی از عمودهای جاده عکس می گذاردو من باز هم سهمم فقط نگاه کردن استنمیدانم شاید هنوز وقتش نرسیدهیا شایدم هنوز دلم، لایق این دعوت نشده است.اما یک خواهش دارماگر امسال هم قسمت قدمهایم نشد که به کربلا برسنداجازه ندهید دلم از حسین ع دور بماندو اگر هنوز دعوت نشدهامکمکم کنید آن آدمی شوم که روزی، نامش را هم در فهرست زائران بنویسند.نه در فهرست جاماندگان
برچسب: نویسنده: النا افشاری تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 9:54
خیال آمدنت دیشبم به سر میزد...نیامدی
مثل خیلی از شبهای دیگراما نمیدانی این نیامدی چقدر سنگین استچقدر آدم را پیر میکندآقا...من از نیامدنت گله ندارماز خودم خستهاماز اینکه هر شب با هزار امید میخوابم و هر صبح، با همان دلتنگی بیدار میشومنمیدانم چند شب دیگر باید این انتظار را زندگی کنمفقط میترسمروزی برسد که دل، از بس انتظار کشیده، خسته شودآقا...امشب اربعین استاگر قرار نیست امشب بیاییلااقل کاری کن که دلم، از آمدنت ناامید نشود
برچسب: نویسنده: النا افشاری تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 9:54
صفر تمام شد.ربیع آمد
انگار قرار است همه چیز دوباره از نو شروع کار شود.اما بعضی چیزها با عوض شدن ماه عوض نمیشوندآدم همان آدم استبا همان عادتهاهمان دلمشغولیهاهمان اشتباههایی که گاهی فقط اسمشان را عوض میکنیم.تقویم هر ماه ورق میخورداما سؤال اینجاستما چقدر عوض میشویم؟شاید بزرگترین فاصلهفاصله میان دو ماه نباشد؛فاصله میان آدمی که هستیمو آدمی که باید باشیمربیع آمده ..کاش این بارفقط تاریخ عوض نشده باشد
برچسب: نویسنده: النا افشاری تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 9:54